X
تبلیغات
رایتل
شنبه 27 تیر 1388

پسر کوچکی وارد مغازه ای شد جعبه نوشابه را به سمت تلفن  

  

هل داد روی جعبه رفت تا دستش به دکمه ها برسد و شروع کرد  

 

به گرفتن شماره . 

 

مغازه دار متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش می داد ... . 

 

پسرک پرسید : خانم ، می تونم خواهش کنم که کاراتون رو به  

 

من بسپارید . 

 

زن پاسخ داد : کسی که الان است کارها را برایم انجام می دهد. 

 

پسرک گفت : خانم من این کار رو با نصف قیمت برایتان انجام می دم . 

 

زن در جوابش گفت که الان از کار آن فرد کاملا راضیم . 

 

پسرک بیشتر اصرار کرد و گفت پیشنهاد داد : خانم من پیاده رو و 

 

جدول جلوی خانه را هم برایتان تمیز می کنم در این صورت شما  

زیباترین جدول را در کل شهر خواهید داشت . 

 

اما بازهم پاسخ زنمنفی بود . 

 

پسرک درحالی که لبخندی بر لب داشت گوشی را گذاشت . 

 

مغازه دار که به صحبت های او گوش داده بود به سمتش رفت  

 

و گفت : پسر جان از رفتارت خوشم آمد ، به این سبب که  

 

روحیه خاص و خوبی داری ،‌ دوست دارم کاری کاری به تو بدهم . 

پسر جواب داد : نه ممنون ، من فقط داشتم عملکردم را می سنجیدم . 

من همان کسی هستم که برای این خانم کار می کنم .